تبليغاتX
Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com ...
وقتی نمی توانی قواعد بازی را تغییر دهی پس خفه شو و بازی کن. "دانیال نازی"

 

سینه مالامال درد است ... ای دریغا مرهمی !
حافظ

 

 

" درد من تنهایی نیست ,  بلکه مرگ ملتی ست که گدایی را قناعت ,  بی عرضگی را صبر و – با تبسمی بر لب – این حماقت را حکمت خداوند می نامند! "

گاندی                                                                 

 

 

گاهی نمی شود که بمانی !

گاهی بهتر است نبینی ! پشت کنی به همه چیز ! در و پنجره ها را ببندی , پرده ها را بکشی , تلفنت را خاموش کنی , لباس راحتی ات را بپوشی و موهایت را بریزی روی شانه هایت ! بروی دراز بکشی کنار کتابهایت , کنار شعرهای نوشته وننوشته ات , کنار کاغذهای خط خطی غمگینت ! نفس عمیق بکشی , آب دهنت را قورت بدهی و آماده که شدی ,  هی خودت را دلداری بدهی !  هی خودت را بغل بکنی! هی خودت را گول بزنی! هی بخندی! هی برای خودت بنویسی : " غصه نخور عزیزم! یک روز همه چیز درست میشود! "  هی  با خودت بگویی :" اشکالی ندارد ! مردم این اطراف یک روز بزرگ می شوند!"

 هی گول نخوری! هی گریه کنی! هی دوش بگیری! هی گریه کنی! هی کسی نباشد! هی گریه کنی! هی بغض کنی! هی گریه کنی! هی قوی باشی! هی گریه ...

... 

... 

 

آنوقت می توانی یک صبح عزیز(!!!) ... از خواب که بیدار شدی بروی سراغ کیبورد کامپیوترت ! یک صفحه بسازی و پرش کنی! به همین راحتی !

این روزها ... نمیشود که نباشی!!!

این منم!

قاعدتا باید سلام میکردم!


سلام ...

 

 

" شهامت اینو دارم که خالی کنم تو مغزم , اما میترسم! من رویا ندارم  ... از اینم میترسم! "

فروزنده دل آرا – حکم مسعود کیمیایی

 

 

 

" یک روز شوهر تو مرا حدس می زند!

از جیبم عکس های تورا در می آورد!!!"

"سکسکه های یک مست" شهرام میرزایی

 

 

-برای  دختر زیبایی که عاشقم شده است! –

 

 

 

 

" فاصله بین یک شنبه ی دوم و یک شنبه ی سوم برای تو از هفت روز بیش تر طول می کشد و از این که هفته برای تو بیش از معمول کش آمده خودت را سرزنش می کنی. نگاه ات را در کلاس می گردانی تا نقطه ی روشن را پیدا کنی . وقتی از وجود کیمیا در کلاس مطمئن می شوی , خیال ات آسوده می شود و از اینکه حضور دخترک خیال ات را آسوده می کند از خودت متنفر می شوی."

 

از مجموعه داستان کوتاه "چند روایت معتبر" نوشته مصطفی مستور ...

اگر نخوانده اید حتما بخوانید!

 

... و داستان "بازی"  از آناهیتا اوستایی عزیز ... که خواندنش را – عجیب -  توصیه می کنم!

و...

دانلود کتاب «پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو!»

 

پرنده کوچولو نه پرنده بود نه کوچولو

وبلاگ جدید دکتر سید مهدی موسوی هم با یک پست ... را از دست ندهید!

 

 

"نفسم در نمیاد!

جمعه ها سر نمیاد!

کاش می بستم چشامو

این ازم بر نمیاد!

 

داره از ابر سیاه خون می چکه

جمعه ها خون جای بارون می چکه!!! "

 

 

جمعه های زیادی برایم با همین یک آهنگ گذشته اند!

فرهاد مهرداد , بدون شک از اسطوره های موسیقی ایران است! باور ندارید گوش کنید!!!

 

دانلود

 

 

 

و شعر , که دردهای مرا تازه می کند:

 

 

 

عصر یک چند شنبه غمگین

بین مرز نبودن و بودن

در شلوغی ذهن متروکم* 

در اتاقی که خالی است از من

 

لخت و بیگانه و تک و تنها

حس گنگ نهنگ را دارم

حس اینکه چقدر از دنیا

مثل دریا و موج بیزارم

 

بین چندین مسیر گم شده ام

حال من بدتر از پرستوهاست

در سرم فکرهای غمگینی ست

در خیالم که آخر دنیاست

 

گوشه ای از اتاق می خندم

گوشه ای از اتاق می میرم

تو بهشت مجسمم هستی

هی برای تو ژست می گیرم

 

یک طرف دسته گل و سنگ قبر

یک طرف گریه های هر روزم

من تقلا نمی کنم هرگز!
بین چندین مسیر می سوزم

 

"مرگ بر زندگی بعد از مرگ"

در خودم انقلاب خواهم کرد

منطقم را به باد بخشیدم

مرگ را انتخاب خواهم کرد

 

عصر یک چند شنبه غمگین

کنج بی روح این جهان سرد

دختری خسته دل تک و تنها

مرگ من را به یاد می آورد

 

 

مصراع سوم  بند اول از شهرام میرزایی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت 23:0  توسط شبنم غفاری  |